دیانااام
⭐کاربر فعال⭐
- عضویت
- Sep 28, 2025
- جنسیت
- خانم
شب قرار بود بریم جایی
اول جلو دخترم اسباب بازی ریختم پسرمو بردم حموم بعد پسرمو مشغول کردم دخترمو بردم حموم خواستم بیام بیرون قفل در از پشت افتاد گیر کردیم تو حموم
هر کااار کردم باز نشد پسرم پشت در حموم ترسیده بود و گریه میکرد دخترم توی حموم
منم هر چیی داد زدم فایده نداشت کسی تو ساختمون نبود تازه اگرم بود نمی شنید اگرم میشنید کاری نمیتونست کنه چون در ورودی قفل بود . بچه ها داشتن از ترس پس میافتادن نمیتونستم منتظر کمک بشینم
مونده بودم چیکار کنم در حموم یه قسمتش شیشه ست از اینوآلمینیومیا ...از طرفی میترسیدم شیشه رو بشکنم پسرم پشت در بود ممکن بود زخمی بشه ....
ولی چاره ای نبود با فرچه یه گوشه از شیشه رو شکستم پسرم داشت تیکه شیشه رو برمیداشت انقدررر جیغ زدم که دست نزنه ....باعجله دستمواز شیشه رد کردم قفل رو باز کردم دستمو شیشه برید ...بچه ها رو برداشتم از اتاق اومدم بیرون ...هنوز به کسی نگفتم تو شوکم حالم خیییلی بده
اول جلو دخترم اسباب بازی ریختم پسرمو بردم حموم بعد پسرمو مشغول کردم دخترمو بردم حموم خواستم بیام بیرون قفل در از پشت افتاد گیر کردیم تو حموم
هر کااار کردم باز نشد پسرم پشت در حموم ترسیده بود و گریه میکرد دخترم توی حموم
منم هر چیی داد زدم فایده نداشت کسی تو ساختمون نبود تازه اگرم بود نمی شنید اگرم میشنید کاری نمیتونست کنه چون در ورودی قفل بود . بچه ها داشتن از ترس پس میافتادن نمیتونستم منتظر کمک بشینم
مونده بودم چیکار کنم در حموم یه قسمتش شیشه ست از اینوآلمینیومیا ...از طرفی میترسیدم شیشه رو بشکنم پسرم پشت در بود ممکن بود زخمی بشه ....
ولی چاره ای نبود با فرچه یه گوشه از شیشه رو شکستم پسرم داشت تیکه شیشه رو برمیداشت انقدررر جیغ زدم که دست نزنه ....باعجله دستمواز شیشه رد کردم قفل رو باز کردم دستمو شیشه برید ...بچه ها رو برداشتم از اتاق اومدم بیرون ...هنوز به کسی نگفتم تو شوکم حالم خیییلی بده