معنی ضرب المثل پیش غازی و معلق بازی + داستان

توضیح و معنای ضرب المثل پیش غازی و معلق بازی برای کلاس پنجم همراه با نمونه داستان جهت شناخت ریشه این ضرب المثل.

ضرب‌المثل «پیش قاضی و معلق‌بازی» زمانی به کار می‌رود که کسی در حضور فردی آگاه، متخصص یا صاحب‌نظر، بخواهد تقلب، دروغ، فریب یا ادعاهای بی‌اساس انجام دهد.
به بیان ساده:
یعنی جلوی کسی که خودش کاره‌ای است، نمی‌توان نیرنگ زد یا فیلم بازی کرد.

این مثل زمانی گفته می‌شود که:

  • شخصی بخواهد استاد را گول بزند​
  • جلوی متخصص ادعای الکی کند​
  • در مقابل آدم باتجربه، تظاهر یا دروغ بگوید​
  • کاری کند که همه بدانند نتیجه‌اش رسوایی است​


ریشه و مفهوم دقیق‌تر ضرب‌المثل


در قدیم، قاضی فردی بود که همه امور حقوقی و داوری‌ها در دست او بود. بنابراین هیچ‌چیز از چشم او پنهان نمی‌ماند.
به همین دلیل اگر کسی جلوی قاضی بخواهد شیطنت، دوز و کلک یا نمایش اجرا کند، کارش خنده‌دار و بی‌نتیجه است.
از همینجا این ضرب‌المثل شکل گرفته و وارد زبان مردم شده است.


داستان ضرب‌المثل «پیش قاضی و معلق‌بازی»


می‌گویند در زمان قدیم مردی ادعا می‌کرد که هنرمند و معلق‌باز حرفه‌ای است و می‌تواند مردم را سرگرم کند. او همیشه میان مردم نمایش درمی‌آورد و از این راه پول درمی‌آورد.


روزی بین او و چند نفر اختلافی پیش آمد و کارشان به محکمه کشید.
قاضی که مردی باتجربه و آگاه بود از او خواست دلیل ادعایش را ثابت کند.
مرد معلق‌باز شروع کرد به پشتک‌واژون‌زدن و حرکات نمایشی تا قاضی را تحت تأثیر قرار دهد و از ماجرا فرار کند!


اما قاضی با خونسردی گفت:
«اگر هنرت اینه، جای نمایش اینجا نیست! پیش قاضی و معلق‌بازی؟!»


یعنی:
اینجا جای کلک‌زدن و فیلم‌بازی نیست؛ من از تو زرنگ‌ترم.


از آن زمان این جمله تبدیل شد به یک ضرب‌المثل مشهور در زبان فارسی.


کاربردهای ضرب‌المثل در گفتگوهای روزمره


از این ضرب‌المثل در موقعیت‌های زیر استفاده می‌شود:

  • دانش‌آموز بخواهد جلوی معلم تقلب کند​
  • شاگرد بخواهد استاد کار را گول بزند​
  • فروشنده بی‌تجربه جلوی یک تاجر باتجربه دروغ بگوید​
  • فردی ناآگاه بخواهد از متخصص ایراد بی‌اساس بگیرد​
  • کسی تظاهر کند در حالی که مخاطب واقعیت را بهتر می‌داند​

نمونه جمله:
«می‌خوای درباره حقوق برام دروغ ببافی؟ پیش قاضی و معلق‌بازی؟!»


جمع‌بندی

ضرب‌المثل پیش قاضی و معلق‌بازی به معنی تظاهر و دروغ‌گویی در حضور فرد آگاه است. داستان آن درباره مردی است که جلوی قاضی خواست با نمایش و کلک خود را نجات دهد اما رسوا شد. این مثل در گفتگوهای روزمره برای هشدار به افراد ناآگاه و کسانی که می‌خواهند اهل فن را فریب دهند استفاده می‌شود.

 

آپلود فایل یا ویدیو

بالا