والریا
⭐⭐⭐ملکه⭐⭐⭐
- عضویت
- May 2, 2023
- جنسیت
- خانم
دیشب هم تو مسیر بودیم که یه امام زاده دیدیم رفتیم یه اتاق گرفتیم تا استراحت کنیم صبح زود هم حرکت کنیم
ساعتای پنج بود مادرم بیدار کرد گفت ونوس میای بریم دستشویی؟
گفتم ها؟
گفت بریم دستشویی؟
گفتم هوووم
بعد بلند شدم نفهمیدم چی میپوشیدم فقط میفهمیدم یه چیزی پوشیدم دکمه هامو بستم و شالمم سر کردم
رفتیم دنبال دستشویی اونم ساعت پنج😂
تو حیاط اولیش نبود رفتیم سراغ حیاط دومی که از شانس خادم اونجا رو همون لحظه دیدیم ازش پرسیدیم و فهمیدیم باید از امام زاده بریم بیرون کلا
بعد من با همون صدایی که غرق خوابه به مادرم میگفتم باید از اون دری اومدیم، بریم بیرون. اینجا در دیگه ای نداره، که خادمش اومد در دوم هم باز کرد برامون. حتی بنده خدا جلوتر رفت سرویس بهداشتی ها رو نشونمون داد و رفت.
از امام زاده فاصله داشت چند متر
مادرم گفت یکی یکی بریم. نوبت من رسید کارم که تموم شد در رو باز کردم دیدم در دستشویی مقابلم بسته شده.
قبلش باز بود بعد بد هم تکون میخورد همون لحظه قالب تهی کردم😂
خیلی اروم یه چشمم به مسیر یه چشمم سمت در بود رفتم سمت مادرم که روشویی بود خیلی اروم گفتم مامان کسی اومد داخل؟
مادرم گفت نه بابا صدا از قسمت مردونه ست
یه لحظه رفتم تو شوک نگاه به در انداختم دیدم دیگه تکون نمیخوره مادرم نگام کرد دید وحشت زده به در دستشویی نگاه میکنم گفت چیشده؟
خداشاهده عین اینایی یادشون میره حرف بزنن با انگشت اشاره در دستشوییو نشونش دادم گفتم تکون میخورد
حالا دوتامون داشتیم به در دستشویی نگاه میکردیم شیر روشویی هم باز بود من چشمامو ریز کرده بودم یهو درش باز شد منو میگی میخواستم کف خون بالا بیارم😂😂😂😂
اصلا انتظار نداشتم درش باز بشه فکر کردم توهم زدم چون خوابالود بودم
در باز شد یه زن قد بلند حدود یک و هفتاد و هشت قدش بود با شونه های پهن که یه چادر سیاه بلند داشت کلاه هم گذاشته بود سرش
خدا شاهده چشمام یجوری باز شده بود از هم عین دوتا گردو
وحشت زده بهش نگاه میکردم
اصلا حواسم نبود به مادرم نگاه کنم ببینم واکنشش چیه
همینجور دوتامون وایساده بودیم با وحشت بهش نگاه میکردیم اونم از سرویس بهداشتی رفت بیرون بدون اینکه حتی بیاد سمت روشویی
بعد که رفت من یه لحظه سرمو برگردوندم به اینه نگاه کردم بیشتر گرخیدم دیدم رنگم شده عین گچ بعد ریملامم ریخته بودن ،زیر چشمم سیاه بود بیشتر میخورد من جن باشم تا اون😂
حالا ما نفهمیدیم ادم بود یا نه ولی تو عمرم اینجور نگرخیده بودم
عین این فیلم ترسناکا شده بود
چادرش در حدی بلند بود نه من پاهاشو دیدم که چی پوشیده نه دستاشو😂
ساعتای پنج بود مادرم بیدار کرد گفت ونوس میای بریم دستشویی؟
گفتم ها؟
گفت بریم دستشویی؟
گفتم هوووم
بعد بلند شدم نفهمیدم چی میپوشیدم فقط میفهمیدم یه چیزی پوشیدم دکمه هامو بستم و شالمم سر کردم
رفتیم دنبال دستشویی اونم ساعت پنج😂
تو حیاط اولیش نبود رفتیم سراغ حیاط دومی که از شانس خادم اونجا رو همون لحظه دیدیم ازش پرسیدیم و فهمیدیم باید از امام زاده بریم بیرون کلا
بعد من با همون صدایی که غرق خوابه به مادرم میگفتم باید از اون دری اومدیم، بریم بیرون. اینجا در دیگه ای نداره، که خادمش اومد در دوم هم باز کرد برامون. حتی بنده خدا جلوتر رفت سرویس بهداشتی ها رو نشونمون داد و رفت.
از امام زاده فاصله داشت چند متر
مادرم گفت یکی یکی بریم. نوبت من رسید کارم که تموم شد در رو باز کردم دیدم در دستشویی مقابلم بسته شده.
قبلش باز بود بعد بد هم تکون میخورد همون لحظه قالب تهی کردم😂
خیلی اروم یه چشمم به مسیر یه چشمم سمت در بود رفتم سمت مادرم که روشویی بود خیلی اروم گفتم مامان کسی اومد داخل؟
مادرم گفت نه بابا صدا از قسمت مردونه ست
یه لحظه رفتم تو شوک نگاه به در انداختم دیدم دیگه تکون نمیخوره مادرم نگام کرد دید وحشت زده به در دستشویی نگاه میکنم گفت چیشده؟
خداشاهده عین اینایی یادشون میره حرف بزنن با انگشت اشاره در دستشوییو نشونش دادم گفتم تکون میخورد
حالا دوتامون داشتیم به در دستشویی نگاه میکردیم شیر روشویی هم باز بود من چشمامو ریز کرده بودم یهو درش باز شد منو میگی میخواستم کف خون بالا بیارم😂😂😂😂
اصلا انتظار نداشتم درش باز بشه فکر کردم توهم زدم چون خوابالود بودم
در باز شد یه زن قد بلند حدود یک و هفتاد و هشت قدش بود با شونه های پهن که یه چادر سیاه بلند داشت کلاه هم گذاشته بود سرش
خدا شاهده چشمام یجوری باز شده بود از هم عین دوتا گردو
وحشت زده بهش نگاه میکردم
اصلا حواسم نبود به مادرم نگاه کنم ببینم واکنشش چیه
همینجور دوتامون وایساده بودیم با وحشت بهش نگاه میکردیم اونم از سرویس بهداشتی رفت بیرون بدون اینکه حتی بیاد سمت روشویی
بعد که رفت من یه لحظه سرمو برگردوندم به اینه نگاه کردم بیشتر گرخیدم دیدم رنگم شده عین گچ بعد ریملامم ریخته بودن ،زیر چشمم سیاه بود بیشتر میخورد من جن باشم تا اون😂
حالا ما نفهمیدیم ادم بود یا نه ولی تو عمرم اینجور نگرخیده بودم
عین این فیلم ترسناکا شده بود
چادرش در حدی بلند بود نه من پاهاشو دیدم که چی پوشیده نه دستاشو😂