اگه وقت داری ببین اگه نه خلاصه ش اینه
دختره باز رفت سرقرار شرکت مهندس دید همه مشکی پوشیدن گفت با مهندس قرار دادم همه بهت زده نگاهش کردن اینم فرار کرد داشت بارون میومد وقتی اومد بیرون ولی مهندس بهش زنگ زد از شرکت و هوا آفتابی بود این یعنی مهندس داره به آینده زنگ میزنه .بعد رفت سراغش تو بیمارستان گفتن هاتف نداریم اینجا کار نمیکنه همون لحظه هاتف رو نشون داد که داشت دنبال خونه میگشت و تازه اومده بود شیراز اصلا هنوز تو بیمارستان نیومده بود
اگه وقت داری ببین اگه نه خلاصه ش اینه
دختره باز رفت سرقرار شرکت مهندس دید همه مشکی پوشیدن گفت با مهندس قرار دادم همه بهت زده نگاهش کردن اینم فرار کرد داشت بارون میومد وقتی اومد بیرون ولی مهندس بهش زنگ زد از شرکت و هوا آفتابی بود این یعنی مهندس داره به آینده زنگ میزنه .بعد رفت سراغش تو بیمارستان گفتن هاتف نداریم اینجا کار نمیکنه همون لحظه هاتف رو نشون داد که داشت دنبال خونه میگشت و تازه اومده بود شیراز اصلا هنوز تو بیمارستان نیومده بود