ماه مشکی
⭐کاربر ویژه⭐
- عضویت
- Dec 21, 2023
- جنسیت
- خانم
گاهی فکر میکنم زندگی چیزی جز یک دفتر پارهپاره نیست؛ صفحاتی که هر بار باد میآید، تکهای از آن را با خودش میبرد و من فقط نگاه میکنم. نمیدانم چرا همیشه در برابر رفتنها، اینقدر بیدفاعم. انگار ریشههایم را در خاکی گذاشتهام که هیچوقت مال من نبوده.
من هنوز به رؤیاهایی دل بستهام که دیگران مسخرهشان میکنند. هنوز به این امید که یک روز، کسی پیدا شود که حرفهای سادهام را بفهمد. همه میگویند باید عاقلتر شوم، اما مگر شعر جز دیوانگی و دلتنگی چیز دیگری است؟
گاهی حس میکنم حتی در میان شلوغی آدمها، تنها ماندهام. مثل چراغی که در روز روشن، بیهوده میسوزد. با این همه، هنوز میخواهم بنویسم، هنوز میخواهم فریاد بزنم، حتی اگر هیچکس نشنود.
اگر روزی نبودم، اگر صدایم خاموش شد، باور کن که هنوز در هر کلمهای که نوشتهام، زندهام. شعر من، تنها جاییست که توانستم حقیقت را بیپرده بگویم.
با دلی که همیشه زخمیست .
من هنوز به رؤیاهایی دل بستهام که دیگران مسخرهشان میکنند. هنوز به این امید که یک روز، کسی پیدا شود که حرفهای سادهام را بفهمد. همه میگویند باید عاقلتر شوم، اما مگر شعر جز دیوانگی و دلتنگی چیز دیگری است؟
گاهی حس میکنم حتی در میان شلوغی آدمها، تنها ماندهام. مثل چراغی که در روز روشن، بیهوده میسوزد. با این همه، هنوز میخواهم بنویسم، هنوز میخواهم فریاد بزنم، حتی اگر هیچکس نشنود.
اگر روزی نبودم، اگر صدایم خاموش شد، باور کن که هنوز در هر کلمهای که نوشتهام، زندهام. شعر من، تنها جاییست که توانستم حقیقت را بیپرده بگویم.
با دلی که همیشه زخمیست .