یک توئیت ترکی بود دوستان

  • شروع کننده موضوع بور چشم سبز
  • تاریخ شروع

بور چشم سبز

Guest
اون زمان که زلزله امد

یکی از اهالی ترکیه در تویتر نوشته:

خلاصه زندگی و لذت زودگذر آن
چند روز پیش صاحب خانه مرا بیرون انداخت چون تقاضای افزایش بیش از حد اجاره می کرد. چند روز بعد از بیرون راندنم زلزله رخ داد
حالا صاحب خونه ای که مرا بیرون کرد، من و ایشان توی یک چادر و در کنار هم درکنار آتش می نشینیم

این است کار دنیا و غفلت ما
همه چیز فانی است
زیاد خودمون رو اذیت نکنیم
برای هر انچه از دست خواهیم داد
اون دنیا نمیگن ماشین خونت پولت چیه
 

مامان،مهدیار

Guest
اون زمان که زلزله امد

یکی از اهالی ترکیه در تویتر نوشته:

خلاصه زندگی و لذت زودگذر آن
چند روز پیش صاحب خانه مرا بیرون انداخت چون تقاضای افزایش بیش از حد اجاره می کرد. چند روز بعد از بیرون راندنم زلزله رخ داد
حالا صاحب خونه ای که مرا بیرون کرد، من و ایشان توی یک چادر و در کنار هم درکنار آتش می نشینیم

این است کار دنیا و غفلت ما
همه چیز فانی است
زیاد خودمون رو اذیت نکنیم
برای هر انچه از دست خواهیم داد
اون دنیا نمیگن ماشین خونت پولت چیه
???
 

پرنسا

Guest
دختر بچه زیر اوار برای باباش ویس میفرستاد تو آخرین ویسا میگف بابا دیگه دارم میفهمم که میمیرم ???خیلی تلخ بود
 

بالا