نامزدا بیاین بگین در چه حالین؟

  • شروع کننده موضوع بهار
  • تاریخ شروع

مااماان_ساامیاار

Guest
من از دوران نامزدیم بگم؟
 

مااماان_ساامیاار

Guest
ما عقد بودیم همدیگه رو شاید هفته ای دو ساعت تو پارکی چیزی میدیدیم
یبار تصمیم گرفتیم بریم خونه باغ زنجانشون
کلی ذوق و اینا

رفتیم ، خواهرشوهرم زنجان بود تو خونه خودش
تا ما رو دید با ما اومد بیرون
خودش و شوهرم جلو افتادن
منم بچه سه ساله اونو بغل کردم پشت بیا


شبم شد اونم اومو خونه باغ ، ترتیب تشک انداختنمونو الان بگم تصور کن:


من ، خواهر شوهرم ، بچه اش، شوهرم?
 

آیلا

Guest
ما عقد بودیم همدیگه رو شاید هفته ای دو ساعت تو پارکی چیزی میدیدیم
یبار تصمیم گرفتیم بریم خونه باغ زنجانشون
کلی ذوق و اینا

رفتیم ، خواهرشوهرم زنجان بود تو خونه خودش
تا ما رو دید با ما اومد بیرون
خودش و شوهرم جلو افتادن
منم بچه سه ساله اونو بغل کردم پشت بیا


شبم شد اونم اومو خونه باغ ، ترتیب تشک انداختنمونو الان بگم تصور کن:


من ، خواهر شوهرم ، بچه اش، شوهرم?
عجب خواهر شوهر با درکی ??
 

مهرانه

Guest
ما عقد بودیم همدیگه رو شاید هفته ای دو ساعت تو پارکی چیزی میدیدیم
یبار تصمیم گرفتیم بریم خونه باغ زنجانشون
کلی ذوق و اینا

رفتیم ، خواهرشوهرم زنجان بود تو خونه خودش
تا ما رو دید با ما اومد بیرون
خودش و شوهرم جلو افتادن
منم بچه سه ساله اونو بغل کردم پشت بیا


شبم شد اونم اومو خونه باغ ، ترتیب تشک انداختنمونو الان بگم تصور کن:


من ، خواهر شوهرم ، بچه اش، شوهرم?
چه زیبا و ب یاد ماندنی شبی در اغوش خواهر شوهر???
 

آناhita

Guest
چرا?
خب مشکلا همیشه هستن خدایی
آدمم وقتی یه مشکلی پیش میاد عصبی میشه میپره به اونیکی
و خلاصه دعوا میشه
نه سر هیچ و پوچ کلا منو میزنه سر اینکه چاییش آماده نبود کتک زده سر اینکه با پدرش دعواش شده کتک زده
 

مااماان_ساامیاار

Guest
عجب خواهر شوهر با درکی ??
مهتا جان ایشون دکل کرم و مرض بود کلا دوران نامزدی من با دخالت ایشون بود ?بعد میگه ما ک از ادن خواهرشوهراش نیستیم


خاطراتش زیاده

باز یبار دیگه تو همون خونه باغ بودیم داشتیم جوجه میزدیم ایشون به همراه پسزش اومدن

من ک کلا وا رفتم اما شوهرم ب رو خودش نیاورد
جوجه رو خوردیم تو الاجیغ و چون بسیار سرد بود ، تا ب جنع کردن سیخ ک سفره الاچیغ رسید دست بچشو گرفت رفت بالاک سرده
ما موندیم جمع کردیم
تا خواستیم یه بوس بازی کنیم از پله ها با بچه اش اومد پایین ( بی سر و صدا ک مچ بگیره) منم از دور دیدم سریع خودمو مشغول کار کردم شوهرمم ک ناکام مونده بود عصبانی ک چی شده، گفت بچه ام دسشوییش گرفته ( از زمان رفتن بالا و پایین اوندنش سر جمع ده دقیقه نشد)????
 

بالا