خدا به من رحم کنه با این طرز تفکر پدرم ?

  • شروع کننده موضوع زیبا مثل خورشید
  • تاریخ شروع

زیبا مثل خورشید

Guest
پسر دوست پدرم از من خوشش میاد و قراره با خانوادش بیان خواستگاری امروز پدرم میگفت اومدن اگه پسره رو پسندیدی همین هفته بعد میرید عقد میکنید که مادرم گفت باید باهم یه مدت نامزد باشن و یه دوره آشنایی داشته باشن و از همدیگه شناخت پیدا کنن که یهو پدرم عصبانی شد و گفت یهو بگو بیاد دخترمو بی آبرو کنه و با احساسش بازی کنه بعدم ولش کنه و آبرومون میره
میگه اگه تورو میخواد باید زود عقدت کنه و حتی عقدم کردی زیاد بیرون نمیری باهاش تا عروسی ?
به نظرتون چرا اینجوری رفتار میکنه میگم اصلا ازدواج نکنم با این عقاید عهد قجری که داره آخه من نباید ببینم طرف چطور آدمیه ؟
بعد بعد ازدواج به مشکل خوردیم نمیشه طلاق بگیرم همین پدر میاد میگه چشم و گوشتو خوب باز میکردی و عجله نمیکردی به نظرتون چیکار کنم حرف هیچ کسی هم گوش نمیده
 

کیمیا0

Guest
هیچ چیز بهتر از زبون خوش نمیتونه راه گشا باشه
بگو من میدونم شما به فکرمی ولی چه این پسر چه هر پسر دیگه ای من باید با اخلاق و رفتارش آشنا بشم زیر نظر خودتون
قرار نیست هرکس اومد فوری دل بدم بهش
یا قرار نیست فورا به همه بگیم
بزار با چشم باز انتخاب کنم که بعدا شما خودت نگی چرا چشماتو باز نکردی
 

قندِعسل❤

Guest
پسر دوست پدرم از من خوشش میاد و قراره با خانوادش بیان خواستگاری امروز پدرم میگفت اومدن اگه پسره رو پسندیدی همین هفته بعد میرید عقد میکنید که مادرم گفت باید باهم یه مدت نامزد باشن و یه دوره آشنایی داشته باشن و از همدیگه شناخت پیدا کنن که یهو پدرم عصبانی شد و گفت یهو بگو بیاد دخترمو بی آبرو کنه و با احساسش بازی کنه بعدم ولش کنه و آبرومون میره
میگه اگه تورو میخواد باید زود عقدت کنه و حتی عقدم کردی زیاد بیرون نمیری باهاش تا عروسی ?
به نظرتون چرا اینجوری رفتار میکنه میگم اصلا ازدواج نکنم با این عقاید عهد قجری که داره آخه من نباید ببینم طرف چطور آدمیه ؟
بعد بعد ازدواج به مشکل خوردیم نمیشه طلاق بگیرم همین پدر میاد میگه چشم و گوشتو خوب باز میکردی و عجله نمیکردی به نظرتون چیکار کنم حرف هیچ کسی هم گوش نمیده
افکار بابای منم انگار عهد قاجار?
 
استارتر
استارتر

زیبا مثل خورشید

Guest
افکار بابای منم انگار عهد قاجار?
وای من میترسم ازدواج کنم با این طرز فکر پدرم حتی اجازه نداشتم دوست پ س ر داشته باشم چون منو میکشه حتما الانم که نمیدونم پیش خودش چی فکر کرده ما قراره همو بشناسیم نمیخواد که کار خاصی انجام بدیم اینقدر نگران آبرو و این چیزاست
میگم اصلا ازدواج نکنم برم تغییر جنسیت بدم اعصاب آدمو خورد میکنه تا یکی میخواد بیاد خواستگاری سریع میگه باید عقد کنید میخوام به حرفش گوش ندم چون منطق سرش نمیشه
 

مانا،

Guest
نه راهی پیدا کن راضی شن
زندگی شوخی بردار نیست
 

بنفشه_سفید?

Guest
بهش بگو بابا جان تحت نظارت شما میریم اینطرف اونطرف صحبت میکنیم
پسر دوست پدرم از من خوشش میاد و قراره با خانوادش بیان خواستگاری امروز پدرم میگفت اومدن اگه پسره رو پسندیدی همین هفته بعد میرید عقد میکنید که مادرم گفت باید باهم یه مدت نامزد باشن و یه دوره آشنایی داشته باشن و از همدیگه شناخت پیدا کنن که یهو پدرم عصبانی شد و گفت یهو بگو بیاد دخترمو بی آبرو کنه و با احساسش بازی کنه بعدم ولش کنه و آبرومون میره
میگه اگه تورو میخواد باید زود عقدت کنه و حتی عقدم کردی زیاد بیرون نمیری باهاش تا عروسی ?
به نظرتون چرا اینجوری رفتار میکنه میگم اصلا ازدواج نکنم با این عقاید عهد قجری که داره آخه من نباید ببینم طرف چطور آدمیه ؟
بعد بعد ازدواج به مشکل خوردیم نمیشه طلاق بگیرم همین پدر میاد میگه چشم و گوشتو خوب باز میکردی و عجله نمیکردی به نظرتون چیکار کنم حرف هیچ کسی هم گوش نمیده
 

hana_mm

Guest
زندگی با همچین پدرایی که خیلی سخته فقط تو دوران اشنایی حتما سعی کن با چت و پیچوندن باباتو هر راهی که هست طرفتو بیشتر بشناسی
 

Choi mary

Guest
بابات که اخلاقش معلومه و در سنی نیست که راحت تغییر کنه ازدواج نکردن هم راه درستی نیست جبهه بگیری هم بدتر لج میکنه تنها راهش اینه از در دوستی وارد بشی یا قانعش می کنی یا قانع میشی اینطوری اگه پدرت هم قانعت کرد لااقل ناراحت نمیشی
 

بالا