اعتقادات الکی

  • شروع کننده موضوع ارشا
  • تاریخ شروع

ارشا

Guest
*دستش رو خاروند و گفت، مثل اینکه قراره پول بیاد دستم!!!
یکم بعد پاش رو خاروند و گفت، مثل اینکه قراره برم مسافرت!!!
بعدش گوشش روخاروند و گفت، یکی داره پشت سرم حرف میزنه و...

خلاصه اینکه، بزرگوار به هرچیزی اعتقاد داشت غیر از حموم رفتن...!!! ???

*
 

بالا